تبليغاتX
لمس لحظه های با تو بودن




 

سلام

شما خوبید؟

منو مینا هم خوبیم...

تا حالا شده یه شب حس کنید که تکراری شدید؟

تا حالا شده که از توجهات همیشگی محروم شده باشید؟

هوووووووووووووم...

نمیدونم...چی بگم...؟

هی روزگار...

قدیما هر وقت میومدم خارک مینا خانوم در موردم پست میذاشت...

اما الان تقریبا ده روز هست که اینجا هستم.اما دریغ از یه کلمه...

چشمم به این وبلاگ خشک شد....

 

صدفی...

+ ارسال شده در  شنبه بیستم مهر 1387و ساعت 21:31  توسط مینا  | 

 

اینجا همه چی بوی ساحل را میده
بوی دریا
بوی عاشقی
بوی اون روز
که در ساحل قدم میزدیم

غروب میشد
و تو دستم رو گرفته بودی و بوسه بر لبام میزدی
یادم هست
باد می‌اومد
و صدای موج
کایت مون را هوا میکردیم
اینجا
بوی خاطراتمون رو میده
بوی دریا
بوی عاشقی
بوی تو

.

.

. .....................

 

فردا تولد ملیحه ی عزیزمه ... بوس عزیزم .. تولدت مبارک ... امیدوارم همیشه شاد و خوشبخت  در کنار همسرت زندگی آرومی داشته باشی ..... می دونم لحظه های قشنگی منتظرت هستن پس عزیزم در روزی که فقط به تو تعلق داره برات بهترین ها رو آرزو میکنم چون خودت بهترین هستی ....

 

پ.ن: لمس لحظات با امیر بودن .... یه عاشقانه از من و امیر ... لحظه ایی که خاطرات بوجود میان زیباست و اون قدر موندنی هست که لحظات دیگه هم با یادشون زیبا میشه .....

پ.ن: بزرگترین افسوس آدمی آن است که می خواهد ولی نمی تواند... و به یاد می آورد روزی را که می توانست ولی نخواست!

 

 

+ ارسال شده در  دوشنبه یکم مهر 1387و ساعت 14:53  توسط مینا  | 

سلام

خوبید؟

من و امیر هم خوبیم ...

یه وقتایی یه اتفاقایی میافته که باعث میشه بفهمیم خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم و نشون میدیم به عزیز هامون وابسته هستیم و دوستشون داریم .....

این چند روز هم خودم کسالت داشتم هم امیر ...

یه چند ماهی هست که امیر هر از گاهی قلبش درد میگرفت هر چی هم که بهش می گفتم برو دکتر پشت گوش می انداخت و به قول خودش براش کار پیش می اومد ... البته به جز اون وقتایی که من می دیدم بقیه رو بهم نمی گفت .... پدر شوهرم هم مشکل قلبی داره و عمل قلب باز کرده .. پسر عمه امیر هم همین طور .... برای همین زمینه ارثی که هست من خیلی نگران امیر بودم و هستم ....

دیگه این دفعه خودش واقعا نگران شد و خلاصه رفت دکتر .... نفس من دریچه میترال قلبش مشکل داره و دکتر براش دارو و اکو و آزمایش خون نوشته ...... الان آزمایش ها رو انجام داده و منتظریم جوابش بیاد نشون دکتر بدیم تا تشخیص نهایی رو بده ...........

این چند روز این قدر حالم بد بوده .. این قدر غصه خوردم ... گریه کردم .. دعا کردم ... نذر کردم ... سلامتی امیر رو از خدا خواسته ام .....

امیر همه زندگی منه .... طاقت دیدن درد و مریضیش رو ندارم ... من بهتر از هر کسی از قلب امیر خبر دارم امیر قلبش سالم سالمه مگه نه ؟

عزیزم دستام عطش دستای تو رو داره و شونه هات تکیه گاه خستگی هام هست .... همیشه با تو و در کنار تو می مونم بدون این که دغدغه فردا رو داشته باشم چون می دونم فردا بیشتر از امروز دوستت دارم ............

پ.ن: دوست داشته باش و زندگی کن! زمان برای همیشه از آن تو نیست .....

 

 

+ ارسال شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387و ساعت 17:44  توسط مینا  | 

 

سلام

خوبید؟

من و امیر هم خوب هستیم ....

امروز داشتم درباره اتفاقاتی که توی زندگی خودم و اطرافیانم افتاده فکر میکردم ....

هیچ کدوم از ما  انسان کاملی نیستیم و احتمالاً وقتایی پیش اومده که کسانی را که دوستشون داشتیم رو ناراحت و ناامید کردیم و اون ها رو از خودمون رنجوندیم . می تونیم قول بدیم که هیچ وقت چیزی که باعث آزردن شدن باشه نگیم .. دروغ نگیم ...همیشه به قول هامون عمل کنیم ولی از اونجایی که انسان جایز الخطا هست  ممکنه دوباره همون  اتفاق ها  بیافته و شریک زندگیمون باز هم از ما دلخور بشه ... این جور مواقع بهترین کاری که میشه کرد اینه که بهم قول بدیم که سعی در اصلاح خودمون داشته باشیم و از همسرمون هم کمک بگیریم ....... این جوری همسرمون هم می بینه که داریم همه سعی خودمون رو میکنیم و اگه دوباره این اشتباه تکرار بشه راحت تر می تونه ببخشه و باهاش کنار بیاد .... توی زندگی مشترک نه مرد و نه زن هیچ کدوم انسان کاملی نیستن ولی وقتی توی رابطه قرار میگیرن می تونن برای همدیگه قابل ستایش باشن ...

چه خوبه که از یه انسان لجباز و یه دنده و خودخواه و کینه جو به یه انسانی تبدیل بشیم که شهامت اعتراف به اشتباه و قبول اون و همین جور توانایی بخشیدن و به فراموشی سپردن اشتباهات همدیگه رو داشته باشیم ..

 اون وقته که عشق و محبت بیشتری در زندگی مون جریان پیدا میکنه و طعم واقعی خوشبختی رو می چشیم ......

 

 

پ.ن: پروردگارا
        سرنوشت مرا خير بنويس ، تقريري مبارک !!
        تا هر چه را تو دير مي خواهي ، زود نخواهم
        و هر چه را تو زود مي خواهي ، دير نخواهم

 

پ.ن: کرگدن گفت: عاشق یعنی چی؟

        دم جنبانک گفت : یعنی کسی که قلبش از چشم‌هایش می‌چکد …..

 

 

 

+ ارسال شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387و ساعت 14:13  توسط مینا  | 

 

سلام

خوبید؟

من و امیر هم خوب هستیم .

باور من حرف من رو باور کن که من همیشه عاشقم .....

هوووم .... من همیشه عاشقم ... همیشه دوست دارم .... همیشه پر از عاطفه ام .. برای عشقم .. برای شریک زندگیم ... برای همراه ام .... برای امیر

بوسه عاشقانه .... هوووم  ... جلو در آرایشگاه  .. کوتاه اما پر از عشق رو لبام .... یادته امیر ؟؟

معلوم که یادته مگه میشه فراموشش کرد ؟ 

همه لحظه های با هم بودنمون خاطره است ..... هر لحظه اش شیرینه ....

من و امیر یه وقتایی فکر میکنیم یعنی 20 سال دیگه زندگیمون همین جوری عاشقانه است ؟ امیر که میگه هست  و من راضی از انتخابم ......

زندگی خیلی قشنگه اگه خودمون بخوایم قشنگ باشه ... اگه گذشت داشته باشیم .. اگه عشقمون رو بی پروا به همسرمون بگیم .... اگه قدر شناس باشیم و از زحماتش قدر دانی کنیم ....

اگه از فرصت های کوچیک برای خوشحال کردنش استفاده کنیم ..... اگه نزاریم مشکلات زندگی اون قدر ما رو دچار خودش کنه که حتی خودمون رو فراموش کنیم چه برسه به شریک زندگیمون رو ....

اگه اجازه ندیم هیچ کس و هیچ چیز بینمون قرار بگیره ......

من و امیر سعی میکنیم به همه این اگر ها عمل کنیم ... و برای هم همیشه بهترین باشیم ... تا از در کنار هم بودن آرامش بگیریم ..

امیر شاهزاده رویا های من هست ، که فقط اون می تونه من رو خوشبخت کنه ..... وقتی کنارم هست از هیچ چی نمی ترسم ... وقتی دلتنگم حرف زدن باهاش آرومم میکنه .....

یه وقتای که از دستش عصبانی میشم یا ازش ناراحت میشم یه لحظه به این فکر میکنم که چه قدر دوستش دارم اون وقت همه عصبانیتم از بین میره و آروم میشم . ..  

بغل تنگ .. بوس محکم ..... دوستت دارم عزیزم !!!!

 

 

 

+ ارسال شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387و ساعت 22:51  توسط مینا  | 

 

با من بگو از عشق ، ای آخرین معشوق ،  که برای رسوایی دنبال بهونه ام

با بوسه ایی آروم خوابم رو دزدی ،  تو شدی تعبیر دل ، رویای شبونه ام  !!!

صدای آهنگ رو می شنوی ؟ این آهنگ من و تو هست .... با این اهنگ می خوام برات دلبری کنم .. با این آهنگ می خوام آروم و قرار رو ازت بگیرم ..  می خوام بی تاب حضورم بشی .....

آروم و نرم میام طرفت رو دستم رو دراز میکنم سمتت تا تو هم همراه من بشی و ملودی عشق رو باهم بنوازیم .... می دونم تو هم دوست داری و منتظری .........

بیا ......

چشمات رو می بندم و یه جا آروم میشینم .. تو داری می گردی دستات رو جلوت گرفتی و منو صدا میکنی ... صدات پر از عشق و هیجانه .... من ؟ من نفسام تند شده  آخه تو مستقیم داری میای طرف من !!!

منم چشمام رو میبندم و منتظر میشم تا پیدام کنی ......

حضور دستت رو ، روی صورتم حس میکنم پیدام کردی ... جای دوری نبودم این جا گوشه تخت نشسته بودم خوشحالی از این که بازی رو بردی ... الان دیگه موقع بازیه منه !!!!

من عاشق عشق بازی با تو ام !!!!!!!!

 

پ.ن : دوستت دارم  امیر و امشب دلتنگتم .. خیلی !!!!!!

پ.ن: زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند ........

 

+ ارسال شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387و ساعت 22:58  توسط مینا  | 

 

سلام

خوبید؟

من و امیر هم خوب هستیم .....

نمی دونم تازگی ها چرا دستم به وبلاگ نویسی نمیره ، خودم هم دوست دارم بنویسم ولی خوب انگیزه پای کیبرد نشستن و تایپ کردن رو نداشتم .....

تازگی ها دارم برای ارشد می خونم .. فعلا از کتاب های خودم شروع کردم حالا دنبالشم جزوه های پارسه رو هم بگیرم اگه بشه واسه سال دیگه کنکور شرکت کنم .......  اصلا اصلا از کنکور خوشم نمیاد با وجود اینکه خودم سال اول قبول شدم ولی استرسی که به آدم میده خیلی بده تازه برای ارشد هم بدتر هست که هر شهری 3-4 نفر بیشتر نمی خواد ........

ممممم امیر آقای من هم امروز رفته خارک ......... بغل تنگ !!! بوس محکم !!! عزیزم خسته نباشی . کار امیر دوره ایی هست یعنی  یه مدتی سر کار میره و یه مدتی میاد استراحت ..... طول مدتی که پروژه رو انجام میده میره خارک ..... همیشه وقتی میره سر کار با اینکه ازم دور هست ولی دوست دارم . یه جورایی برام عزیز تر ، دوست داشتنی تر ، مرد تر میشه ...... امیر هم کار کردن رو دوست داره و ازش لذت میبره ...

امیر می دونه من وبلاگ نویسی میکنم و خودش هم بعضی وقتا این جا برام مینویسه .... همیشه هم دنبالش میکنه و نوشته های من رو دوست داره ..... و البته من هم از امیر نوشتن و از لحظات با امیر بودن نوشتن ، لذت میبرم و با علاقه این جا می نویسم .......

راستی دوست دارم شما هم بهم بگید که همسرتون می دونه وبلاگ نویسی میکنید و اگه می دونه ماجراهای وبلاگتون رو دنبال میکنه ؟؟؟؟

 

پ.ن: هميشه نگاهي را باور كن كه وقتي از آن دور شدي در انتظارت بماند!!!

پ.ن : شيخي به زني فاحشه گفتا: مستي، هر لحظه به دام دگري پا بستي؛ گفتا: شيخا، هر آنچه گويي هستم، آيا تو چنان که مي‌نمايي هستي؟

پ.ن: يه نفرشلنگه آب ميگيره روي تلويزيون ميگه چقدر گفتم اينجا فوتبال بازي نكنيد . ( فکر کنم این منم که آخرش از دست فوتبال دیدن امیر این کار رو میکنم )

 

 

+ ارسال شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387و ساعت 22:35  توسط مینا  | 

 

سلام

خوبید؟

من و امیر هم خوبیم

پست امروز رو فقط فقط به خاطر نفس جونم و بابای مهربونم و بابای نفس جونم گذاشتم ...

وای بلاخره روز مرد شد .... بوس  روزت مبارک امیر آقای من !!!!!

امیدوارم همیشه سایه ی پدر های مهربونمون بالای سرمون باشه و همیشه سالم و سلامت باشن ..

البته می دونید چیه ؟؟ من  از اون جایی که خیلی شوق و ذوق هدیه دادن دارم طاقت نیاوردم و

هدیه ام  رو زود تر به امیر دادم براش یه ست کراوات گرفتم ..........

عزیزم دوستت دارم و امیدوارم سالیان دراز در کنار هم خوشبخت و سلامت زندگی کنیم .....

بهترین هدیه هایی که میشه توی روز زن یا روز مرد گرفت داشتن یه همسر خوب هست .. این که آدم یه شریک خوب برای زندگیش داشته باشه که همیشه همراه و پشتیبان و حامی آدم باشه و مشکلاتت رو درک کنه و همه توانش رو برای خوشبخت کردنت بزاره بهترین هدیه است ..........

کسی که قدر و ارزش زندگیش رو بدونه و حرمت این پیوند مقدس رو نگه داره و نزاره محیط و اطرافیان و حرف های بیهوده و پوچ و رسم و رسوم اشتباه و طرز فکر های کذایی رابطه بینشون رو خراب کنه ....

دوستت دارم عزیزم  و همه سعی خودم رو برای بهتر کردن زندگی مون و خوشبخت کردنت میکنم ....

 

پ.ن : بابا دوستت دارم بابت تمام زحماتی که کشيدی دستانت را می بوسم و ممنونتم . روزت مبارک

پ.ن: یه عکس از هدیه امیر گذاشتم توی ادامه مطالب ...

پ.ن: قلب ها دريچه ي نفوذند و صادقانه نفوذ كردن پايدارترين مهماني است !!!


ادامه مطلب...
+ ارسال شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387و ساعت 11:5  توسط مینا  | 

 

سلام

خوبید ؟

من و امیر هم خوبیم .

هوووووووووم امشب می خواستم یه کم واسه دوست جونام بنویسم درباره ملی عزیزم که اسمون دلش ابری شده ... درباره یغمای گلم که روحش زخم خورده ، زخمی که التیام بخشیدنش زمان می بره .....

خدایا صدای قلب کوچیک دوست جونام رو بشنو و بهشون صبر بده ، و قدرت تحمل و غلبه بر مشکلاتشون رو .... چون فقط تو توانای مطلقی !!!

یه وقتایی دل آدم بی بهونه میگیره .... یه وقتای می شینی فکر میکنی میبینی به اون چیزی که حقت بوده توی زندگیت نرسیدی ... بعضی وقتا می بینی خیلی چیزا می خواستی بگی ، خیلی کارا می خواستی بکنی اما نتونستی یعنی فرصتش رو بهت ندادن ..... اون وقته که دلت از آسمون و زمین ... از دنیا و آدماش میگیره ..... اون قدر که منتظر یه تلنگری واسه باریدن .. واسه این که اشکای دلتنگیت مهمون گونه هات بشه ............

چند وقت پیش یکی از دوستام بهم زنگ زده بود .. باهم صبحت می کردیم که شروع کرد به گریه کردن هر چی سعی کردم آرومش کنم نشد .... منم شروع کردم باهاش گریه کردن .. از این که یکی از دوستای نزدیکم عزاب میکشید ... قلبم به درد اومده بود .....  گریه میکردم و باهاش حرف میزدم به آخر خط رسیده بود ، امروز داشتم باهاش صحبت میکردم دیدیم هنوز هم همون جوریه .....  افسردگی داره و می ترسم فکر و خیال هاش کار دستش بده ........

هفته دیگه اول می خوام با مامان برم دکتر .. بدش هم یه سونو بدم ... بعدش هم  می خوام برم باشگاه  ... وقتی ورزش نمی کنم یه جورایی احساس سنگینی میکنم .......

الان که دارم پست میزارم تنهام امیر هنوز نیومده الان هم زنگ زد گفت ماشین خراب شده گرفتار شده دیر تر میاد .. قرار بود فرکانس این کانال جدید رو mbc Persia رو برام بیاره .. هر چی خودم سعی کردم نشد حالا باشه فردا صبح سر حوصله برام درستش کنه مهندس جونم ..........

 

پ.ن : وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود.... دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اصراف محبت است. (دكتر علي شريعتي )

 

 

+ ارسال شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387و ساعت 23:6  توسط مینا  | 

 

سلام

خوبید ؟

من و امیر هم خوب هستیم .

امشب می خوام بگم چرا امیر رو دوستش دارم .........

امیر رو دوست دارم و انتخابش کردم چون خیلی از معیار های من رو برای انتخاب همسر آینده ام داشت .

امیر رو دوست دارم چون پاسخ گوی همه نیاز های عاطفی من هست .. من رو خوب میشناسه و می دونه من هر لحظه چی توی فکرم میگزره و به چه چیزی نیاز دارم.

مهربونه و به من و افکار من و اعقاید من احترام میزاره .. شوخی میکنه و لحظه های قشنگی رو برای هر دوتامون به وجود میاره .....

مثل یه پسر بچه شیطون و آتیش می مونه هر لحظه توی فکر یه کار جدید و یه شیطونی دوباره است .

چیزی توی دلش نیست و زود دلخوریش برطرف میشه .. برای من خیلی مهم بود که همسرم زیادی حساس نباشه و با هر حرفی قهر نکنه و توی قیافه نره .... مرد باید نسبت به زن از صبر و حوصله و ظرفیت بیشتری برخوردار باشه ..... باید ناز کشیدن بلد باشه و بدونه چه طوری باید ناز همسرش رو بکشه ......  باید بلد باشه با زن چه طور رفتار کنه که امیر خوب قلق من رو بلده ......

 امیر احساساتش رو بهم میگه .. من برام خیلی مهم بود که همسرم هر چی توی قلبشه ، احساساتش ، عشقش رو به زبون بیاره .. شنیدن این که نسبت به من چه احساسی داره همیشه برام قشنگ و ارضا کننده هست .

امیر برای ساختن زندگیمون از لحاظ مالی همه تلاشش رو میکنه و من به خاطر این سعی و تلاش ازش ممنونم و قدردان زحماتش هستم .

از لحاظ ظاهری هم ، هم هیکلش و هم تیپش رو دوست دارم ... و از اینکه در کنار اون در اجتماع دیده میشم خوشحالم و به انتخابم افتخار میکنم ....

یه زن دوست داره در کنار شوهرش آرامش داشته باشه و بتونه باهاش درد و دل کنه و مشکلاتش رو بهش بگه و در سختی ها به همسرش تکیه کنه ، امیر همیشه پشتیبان و همراه من بوده و من در کنارش به آرامش میرسم . می دونم هر وقت مشکلی باشه دست های مردونه امیر به کمکم میاد .

هر وقت که دلم میگیره و نیاز به صحبت کردن دارم امیر با عشق و محبت به حرف هام گوش میکنه و دلداریم میده و سعی میکنه آرومم کنه .........

امیر برای من نهایت خواستن هست و من همیشه خدا رو برای داشتنش شکر میکنم ......

دوستت دارم عزیزم .

 

 

 

+ ارسال شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387و ساعت 23:23  توسط مینا  |